تبلیغات
Exo Island
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما قالب سبز RSS
امکانات وب

べっきょん★

Online User User

EXO-K ベッキョンのカレンダー



کد کج شدن تصاویر

سلامممممم!

من برگشششششتمممممممممممممم!

امتحانات تموم شد و منم مثه 1 دخمل خوووب اومدم داستان بذارم!

بفرمایین ادومهههههههههه!

بچه ها میهن اصن عکس نمیذاره نظرارو ج دادنی عکسشو میذارم!

D.O

با سر و صدا همراه سوهو وارد حونه شدیم ... سوهو گفت : ((اوووووفف! هوا خیلی سرده ...)) و خودشو به شوفاژ چسبوند ! خندم گرفت ... همیشه زود سردش میشد ...

- چیه ؟! به چی میخندی ؟!

- هیچی ...

- شام چی داریم ؟؟

کلاهمو به سرش کوبیدم و گفتم : خاک تو سرت ... مگه من زنتم که می پرسی شام چی داریم ؟!

لب و لوچشو کج کرد و اومد جلو ... بغلم کرد و تو گوشم گفت : عزیزم من خودتو برا شام می.خور.م !!

در حالیکه بلند بلند داد میزدم دنبالش دویدم ...بعد از کمی دویدن خسته شدیم ... سوهو رفت تو اتقش تا لباس عوض کنه ... از همونجا گفت : داداشی لطفا اون نودلارو حاظر کن بخوریم...

لبخندی نشست گوشه ی لبم ... سوهو شیطونه ولی برادر خوبی برام هست ... سریع نودلارو حاظر کردم... کار کردن تو رستوران 1 چیزایی بهم یاد داده ... برا همین آشپزیم بدک نیست ...

بعد از خوردن نودلا مسواک زدیم و خوابیدیم ...

عصر روز بعد با ژیومین قرار داشتم ... قرار بود من پیشش برم و بعدش هم باهم 1 گشتی بزنیم...

ساعت 4 و نیم عصر بود که راه افتادم... آخرین کلاسش 5 عصر بود ... رسیدم و توی سالن نشستم ...

بعد از 15 دیقه ژیومین و سویا بیرون اومدن ...سعی کردم لبخندمو جمع کنم ...

به دستش خیره شدم ... دستاش به طرز اشکاری می لرزیدن ...تا دم در بدرقش کرد و بعد از چند دیقه برگشت ... با لبخندی به سمتش رفتم و دستم رو روی شونش گذاشتم ...

- سلام !

- سلام !

- خوش گذشت ؟!

چشم غره ای بهم رفت و گفت : تو برو پیش ماشین منم کتمو بردارم و بیام ...

سری تکون دادم و به سمت ماشینش رفتم...

توی ماشین نشست و در حالیکه دستاشو بهم می مالید گفت : خب، کجا بریم ؟!

- نمیدونم ...

سری تکون داد و حرکت کرد ...

کنار پارک دلفین آبی پارک کرد و پیاده شدیم ... همون طور که داشتیم قدم می زدیم دختر و پسری رو که روی نیمکت نشسته ودن دیدیم که همدیگه رو ب.وس.ی.د.ن ... دختره دستش رو توی موهای پسره فرو کرد و پسره هم کمر دختره رو فشرد ...

ژیومین با لبخند معنی داری سرشو پایین انداخت...

- هوووووووی !فکر بد ممنوع ...

خندید و گفت : بشینیم ؟!

- بشینیم !

روی نیمکتی نشستیم ... سزشو به نیمکت تکیه داد و گفت : فکر می کنی منم بتونم به سویا برسم؟!

- منظورت چیه ؟!

جوابی نداد ... فقط آه بلندی کشید ... به سمتش برگشتم و جدی گفتم : اگه جدی تر به آیندت فکر کنی و با خودت کنار بیای بهش می رسی...

- میدونم ... راستش من ... تصمیم گرفتم بهش بگم ...

- خب !؟

- 1 نامه براش نوشتم و 1 کادو هم براش گرفتم ... می خوام تا رسیدن کریسمس بهش بگم ...

بعد دستش رو توی جیبش کرد و نامه رو در آورد ... خواست بازش کنه که دستمو رو دستش گذاشتم و گفتم :

نیازی نیست ... اگه فکر می کنی با این روش میتونی احساساتتو بهش بیان کنی پس همین کارو بکن ...

لبخندی زد و سری تکون داد ...

- موافقی 1 سر به چانیول بزنیم ؟!

- بریم !...

حدود 1 ربعی تو راه بودیم که رسیدیم ... وقتی وارد مغازه شدیم چانیول مشتری داشت ... با سر بهمون سلام کرد واشاره کرد که بشینیم ... 1 زوج جوون میخواستن چند تا عکس بگیرن ... چانیول مدل های مختلفی رو بهشون می داد... تو آخرین مدلشون پسره باید دستاشو دور کمر دختره حلقه می کردو دختره هم باید دست چپشو رو دستای پسره می ذاشت و دست راستش رو هم رو گردن پسره !! مدل جالبی بود طوری که منم مثل ژیومین لبخند مرموزی روی لبم نشست...

اونا عکساشونو گرفتن و بعد تشکر فراوان مغازه رو ترک کردند ...

بعد از چند دیقه چانیول روبری ما روی 1 صندلی تک نفره نشست و گفت : خب ... سلام!

هر دو سلام کردیم ...

- همه چی خوبه ؟! بجه ها چطورن ؟!

- آره همه چی خوبه... بجه ها هم خوبن ...

بعد از چند دیقه گپ زدن ژیومین گفت که می خواد چند تا عکس بگیره...

چقدر موقع عکس گرفتن خندیدیم ... چند تا عکس 2 نفره هم گرفتیم... حتی چانیول هم بهمون ملحق شد و 1 عکس 3 نفره هم گرفتیم ...

چانیول بهمون قول داد که آخر هفته ی بعدی عکسا رو برامون بیاره ...

اونروز به عنوان یکی از بهترین خاطراتمون ثبت شد ...





طبقه بندی: Mirecals in December،
[ پنجشنبه 26 دی 1392 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ SeP!dEh! ]
درباره وبلاگ

کشف کردیم اونم یه جزیره ^_^
ما چند تا ادم خوش شانسیم که از قضا یه جزیره ی دور افتاده رو کشف کردیم
حالا تصمیم گرفتیم اسم جزیرمونو بزاریم جزیره ی اکسو
به جزیره ی ما خوش اومدین !!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :