تبلیغات
Exo Island
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما قالب سبز RSS
امکانات وب

べっきょん★

Online User User

EXO-K ベッキョンのカレンダー



کد کج شدن تصاویر

سلام دوزداننن!

با قسمت جدید معجزه در دسامبر در خدمتم!

هر ایراد و یا کم و کاستی دیدین بهم بگین درستش کنم!

Sehun

 آخرین کلاسمونم تموم شد...وسایلمو جمع کردم و توی کیفم چپوندم... کلاس آخر به نظرم خیلی طولانی اومد...ولی بالاخره تموم شد!نگاهی به کایی کردم که خم شد و کتابای تاو رو از روی زمین جمع کرد و بهش داد... و تاو که به خشکی تشکر کرد... رابطه ی تاو کایی زیاد خوب نبود...

بی اختیار به "تی ووک" نگاه کردم... دلیل رابطه ی سرد تاو با کایی همین دختر بود ...

تی ووک تشکر کنان جزوه رو از هیونگ شنگ گرفت و کلاسو ترک کرد...تاو از همه خداحافظی کرد و جواب کایی رو هم با سر داد و کلاسو ترک کرد.. توی جمع 12 نفریمون فقط تاو و کایی بهم نزدیک نبودن ... سری تکون دادم و به لوهان که به نظر میومد فکر من تو سرش بود اشاره کردم که بریم ...

 توی راهرو بودیم که لوهان گفت :

- به نظرت نباید کاری بکنیم؟!

- منظورت چیه ؟!

- منظورم تاو و کایی ...

- چه کاری از دست ما بر می آد؟

- فک کنم بهتره با کایی صحبت کنیم...

- اینکه تقصیر کایی نیست...

- یعنی میگی کایی عاشق تی ووک نیست؟

- نه خب اینکه معلومه...

- از کجا اینقدر مطمئنی ؟!

- الآن حدود 1 ساله که تی ووک کایی رو دوست داره ...من کایی رو می شناسم...اگه به تی ووک علاقه داشت حتما باهاش دوست میشد...

- خب میتونیم به کایی بگیم باهاش حرف بزنه...

- ممکنه به تاو بر بخوره...

- سه هون،تاو عاشق تی ووکه...کایی هم که میگی علاقه ای به تی ووک نداره ...چه لزومی داره تاو زجر بکشه و با کایی سرد باشه؟

مردد سرمو تکون دادم و گفتم : نمیدونم !

- خیلی هم خوب میدونی.. تو با کایی صحبت کن و همه چی رو بهش بگو ... اگه تی ووک از کایی سرد بشه و تاو هم یکم روی خودش کار کنه همه چی درس میشه ... من دوست ندارم کایی و تاو با هم اینجوری رفتار کنن...

- باشه ... باهاش حرف میزنم...

- خوبه ... حالا فک کنم میتونم تو رو به 1 قهوه شکلاتی دعوت کنم...

- پس بریم تا نظرت عوض نشده ...

هر دو خندیدیم و به سمت کافی شاپی در همون نزدیکی رای شدیم...

عصر به کایی زنگ زدیم و باهاش قرار گذاشتم.. لوهان راست میگفت ... باید این مشکل حل می شد...

من تاو رو خیلی دوس داشتم ... همین طور کایی رو...نباید بذارم به خاطر 1 دختر با هم سرد رفتار کنن...

.

.

 داشتم با گوشیم ور می رفتم که صدای کایی رو از پشت یرم شنیدم : سلام...

- سلام ... اشاره به نیمکت کردم و گفنم : بشین !

در حالیکه دستاشو بهم می مالید نشست و گفت : خیلی سرده !

با دو تا قهوه برگشتم و کنارش نشستم... تشکر کرد و قهوه رو گرفت...

- خب ،چیکارم داشتی ؟!

جدی شدم و گفتم : می خواستم راجع به 1 موضوعی باهات صحبت کنم...

- خب،چه موضوعی؟!

- تی ووک...

خندید ... کمی از قهوشو خورد و گفت : تی ووک چه ربطی به من داره؟!

معنی دار نگاهش کرد و گفتم : یعنی نمیدونی؟؟

کایی جدی شد... به روبروش نگاه کرد و گفت : من با تی ووک هیچ کاری ندارم...

- خب اینو که خودمم میدونم...

 - کایی یعنی خودت متوجه نشدی که تی ووک دوست داره؟

فقط نفس عمیقی کشید... ادامه دادم: درسته تو به اون علاقه نداری اما فکر می کنی با سکوت تو موضوع حل میشه؟

قیافه حق به جانبی گرفت و گفت : پس چیکار باید بکنم؟باهاش دوست بشم؟

- نه... اما این سکوت تو باعث امیدوار شدن تی ووک و شکسته شدن دل تاو میشه...

 - من چیکار باید بکنم؟

- تو باید تی ووک رو از خودت سرد کنی...اگه تی ووک مطمئن بشه که تو بهش علاقه نداری به سمت تاو میره ...

- آخه چطور سردش کنم ؟

- این دیگه کار خودته.. باهاش صحبت کن و بهش بگو که دوسش نداری...

مردد بهم نگاه کرد...چشمامو روی هم گذاشتم و سرمو تکون دادم ...

قهوشو روی نیمکت گذاشت و گفت : اگه اینطوری رابطه ی تاو با من مثل بقیه بشه،اینکارو میکنم

لبخندی زدم و گفتم :خوبه ...

دستشو رو شونم گذاشت و گفت : مرسی که بهم گفتی...

دستشو گرفتم و قدم زنان راهی شدیم...




طبقه بندی: Mirecals in December،
[ چهارشنبه 9 بهمن 1392 ] [ 07:17 ب.ظ ] [ SeP!dEh! ]
درباره وبلاگ

کشف کردیم اونم یه جزیره ^_^
ما چند تا ادم خوش شانسیم که از قضا یه جزیره ی دور افتاده رو کشف کردیم
حالا تصمیم گرفتیم اسم جزیرمونو بزاریم جزیره ی اکسو
به جزیره ی ما خوش اومدین !!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :