تبلیغات
Exo Island
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما قالب سبز RSS
امکانات وب

べっきょん★

Online User User

EXO-K ベッキョンのカレンダー



کد کج شدن تصاویر

سلام به همه.. خوبید خوشید؟ من به یه نتیجه رسیدم كه دیگه قولی ندم چون هرموقع قول میدم، ابر و باد و مه و خورشید و فلک به كار میوفتن كه اون كار انجام نشه.حالاچه حكمتی توشه نمیدونم. فرقیم نداره سرچی قول داده باشم. طبق معمول من دارم با گوشی میفرستم و میهن بلاگم نمیزاره یه جا بفرستم. بخاطرهمین قسمت اولش خدمت شما قسمت دومش واسه فردا یا پس فردا كه دسترسی به كامپیوترداشته باشم كه نت داشته باشه و فونتش اینقدربهم ریخته نباشه. بازم شرمنده ام من. (داستان با حضور چانیول و الن) -بزارید یه سوال بپرسم تا بهتربفهمید،تاحالا کسی رو بوسی.دید؟.....الینا؟؟؟ موضوع بحثی که معلم رمانتیک وعاشق کلاسمون راه انداخته واسم جالب نبود بخاطر همین زیر میز باگوشیم تو نت جستجو میکردم .اسمم رو شنیدم،بی خبرازهمه جا سرمو بالا آوردم و به خانم چو نگاه کردم. وقتی بعد از چند ثانیه ساکتی منودید گفت: -بالاخره کردی یانکردی؟ -چیو خانم؟ طرزی که عینکش رو روی بینیش بالا برد نشون میداد که عصبانی شده. ولی تنها کاری که میتونستم بکنم،نشوندن یه لبخند احمقانه روی صورتم بود. -پرسیدم که تا حالا کسی بو.سیدتت؟ نگاه همه به من دوخته شده بود تا ببینن چه جوابی میدم. -نه تا حالا... صورتم از خجالت سرخ شده بود و سرموپایین انداخته بودم ومنتظربودم که خانم چو حرفاشو بده که صدای خنده ی بلندی توکلاس پیچید. مرگت حتمیه پارک چانیول. :-C‏ ‎:-C‏ ‎:-C‏ ‎:-C :-C‏ ‎:-C‏ ‎:-C‏ وقتی به اتاقم رسیدم قبل از اینکه بیاد داخل درو توصورت چانیول بستم. -آخ،الن چرا دروبستی؟اگه دماغ خوش فرمم چیزیش میشد میخواستی چیکار کنی؟ -هیچ کاری نمیکردم فقط میشستم بهت میخندیدم. -حالاچرا اینقدر عصبی؟!؟دروبازكن بیام تو. -یعنی تو واقعا نمیدونی چیكار كردی؟ -نه،مگه چیكاركردم؟ قیافه متعجب و سوالیشو میتونستم تصوركنم و عصبانیتمو بیشترمیكرد از موقعی كه به اتاق اومده بودم مدام طول اتاق رو راه میرفتم و نمیتونستم بشینم. -امروز كم از سوال خانم چو خجالت كشیدم، فقط قهقه تو لازم بودش.ازخجالت میخواستم بمیرم. منتظربودم كه جوابشوبشنوم ولی بعد از چند ثانیه صدای خنده بلندی رو شنیدنم.سمت در رفتم و سریع اون روبازكردم؛چانیول از شدت خنده روزمین افتاده بود و دلش رو گرفته بود و جوری میخندید كه صورتش سرخ شده بود. عصبانیتم با تعجب و سوال همراه شده بود. -میشه بپرسم به چه مزخرفی داری میخندی؟ چندبارسعی كردخنده شو آروم تربکنه و نفسی بگیره تا بتونه حرف بزنه كه بالاخره بریده بریده گفت: -تازه_یادم اومدش_با_ید_صورت خودتو_می_دیدی_از قرمزی_مثل__مثل_دماغی كه _دلقكا_میزارن بود.الانم یاد_سیرکی كه_پارسال باهم_رفته بودیم_افتادم_چقدر خنده دار بود_نه؟ بعداز تموم كردن حرفش دوباره شروع كرد به خندیدن. نمیدونستم بخندم یا گریه كنم اصلا یادم رفت كه چراعصبی بودم فقط یه سوال توذهنم بود: چرا با پارك چانیول دوست شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


طبقه بندی: One Shot، News on Exo Island،
[ شنبه 12 بهمن 1392 ] [ 12:39 ق.ظ ] [ Hany D.O.nut ]
درباره وبلاگ

کشف کردیم اونم یه جزیره ^_^
ما چند تا ادم خوش شانسیم که از قضا یه جزیره ی دور افتاده رو کشف کردیم
حالا تصمیم گرفتیم اسم جزیرمونو بزاریم جزیره ی اکسو
به جزیره ی ما خوش اومدین !!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :