تبلیغات
Exo Island
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما قالب سبز RSS
امکانات وب

べっきょん★

Online User User

EXO-K ベッキョンのカレンダー



کد کج شدن تصاویر

سلومممممم بچه هااااااا! وای بالاخره امتحانا تموم شدددددددد....  

چیزیم به عید نموندههههههههه!به تولد منم کم مونده .... من 1 فروردینممممم!

خب بگذریم!اومدم با قسمت 5 معجزه در دسامبر ...

بفرمایین ادومهههههههه!

TAO

 جلوی آینه قدی اتاقم ایستادم در حالیکه موهامو مرتب می کردم... نگاهم به چشمای پف کردم افتاد...1 لحظه خندم گرفت... بی خود نبود که بچه ها بهم پاندا می گفتن... همچین بی تفاوت هم نبودم....

بعد از خوردن صبحونه راهی دانشگاه شدم... یعد از 15 دیقه رسیدم... وارد راهرو که شدم کایی رو دیدم که داره به سمت کلاسش میره ... تی ووک هم از طرف دیگه وارد راهرو شد و به سمت کایی دوید و گفت : کایی شی....

کایی ایستاد و تعظیم کوتاهی به تی ووک کرد و سلام کرد... تی ووک هم سلام کرد و گفت : این جزوه ی 5 جلسه پیشه ... ببخشید که دیر میدم وقت مکردم زودتر بدم ... فک کنم غایب بودین ...

- اما...

 - اما نداره بگیرینش دیگه ...

- من دوست ندارم شما به خاطر من زحمت کشین ...

- بگیرش دیگه ... اگه نگیری ناراحت میشم ...

کایی جزوه رو گرفت... تشکر کوتاهی کرد و رفت ...

پوزخندی زدم و وارد کلاس شدم ... کایی نگاه مظلومانه ای به من کرد ... فکر کنم فهمیده بود توی راهرو دیدمشون ... سرمو به سمت تخته برگردوندم...

از کلاس اونروزمون در واقع هیچی نفهمیدم...

کایی هیچ وقت هیچ چراغ سبزی بهم نشون نمی داد...حقش نبود من باهاش سرد باشم ...

چند بار تا روی اسمش توی گوشیم رفتم تا باهاش حرف بزنم اما پشیمون شدم... وقتی چشمای تی ووک رو میبینم که مشتاقانه به کایی زل میزنن خیلی عصبانی میشم ... با تی ووک هم که نمیتونم کاری بکنم چون خیلی دوسش دارم ... پس تنها کاری که میکنم سرد بودن با کایی ...

قبل از اومدن به دانشگاه هنر منو کایی خیلی با هم صمیمی بودیم ... اما حالا ... پوفی کشیدم و به تی ووک خیره شدم ...

.

.

.

موهاشو بالای سرش جمع کرده بود و با دقت به حرفای استاد گوش میداد ...

بی اختیار به کایی زل زدم... تونم عمیقا توی فکر بود ... سری تکون دادم و سعی کردم باقی کلاس رو با حوس جمع گوش کنم ...

کلاس که تموم شد کایی وسایلشو جمع کرد و کلاسو ترک کرد ... بک هیون دستی روی شونم انداخت و گفت : چی شده پاندا پکره ؟؟!

خنده ای کردم و گفتم : چیزی نیست ...

- خب پس اگه چیزی نیست موافقی یکم با هم تمرین کنیم ؟؟!

با تعجب بهش نگاه کردم ... خندید و گفت : همون باشگاه همیشگی ... خیلی وقته تمرین نکردم...

سری تکون دادم و با هم راهی شدیم ...

.

.

.

بک هیون در حالیکه نفس نفس میزد به سمت بطری آبش رفت ... نصفشو یک نفس خورد و بطری رو روی میز گذاشت ... اومد کنارم نشست و گفت : کارت عالی بود...

- ممنون ... تو هم خیلی خوب بودی ...

بعد از اینکه یکم دیگه هم نمرین کردیم و دوش گرفتیم هر کس راهی خونه ی خودش شد ...

سر شب بود و مشغول شام خوردن روبروی تلویزیون بودم که گوشیم زنگ خورد ... همون طور که غذام رو قورت میددم نگاهی به شماره انداختم... خودش بود ...دستام شروع به لرزیدن کردند ...

نفس عمیقی کشیدم و در حالیکه سعی در کنترل لرزش صدام داشتم جواب دادم :بله ؟

- سلام تاو شی ... تی ووک هستم ...

- اوه بله ... سلام ...

راستش تاو شی جلسه ی پیش آقای پارک کتابی رو معرفی کرد ... ار بچه ها پرسیدم گفتن شما اون کتاب رو خریدین ... می خواستم اگه ممکنه اونو جلسه ی بعدی بیارین تا 1 نگاهی بهش بندازم چون قصد دارم بخرمش ...

اینبار به جای کنترل هیجانم سعی در کنترل عصبانیتم داشتم... به کلی وا رفتم ... انتظار هر حرفی رو داشتم غیر از این ...

- الو... تاو شی؟؟

- اوه... بله بله ... متاسفم ... باشه حتما ...

- واقعا ممنونم تاو شی...

- خواهش می کنم کاری نمیکنم ...

- شبتون خوش!

- شب بخیر ...

عصبی گوش رو روی مبل انداختم ... من با روش های مختلفی سعی کرده بودم تی ووک رو جذب خودم بکنم ... اما تا حالا اقدام مستقیمی نکرده بودم ... شاید اگه به ناهار یا شامی دعوتش می کردمو احساسم رک بهش می گفتم به سمتم میومد ...

باقی شامم رو با هر زحمتی بود خوردم ... گشنم بود ولی اشتهامو از دست داده بودم ...

بعد از شام مسواک زدم و توی تختم خزیدم ... باید 1 حرکتی می کردم... شاید بد نبود اگه با یکی از بچه ها در این باره مشورت می کردم ... تو همین فکرا بودم که خوابم برد ...    




طبقه بندی: Mirecals in December،
[ چهارشنبه 21 اسفند 1392 ] [ 06:49 ب.ظ ] [ SeP!dEh! ]
درباره وبلاگ

کشف کردیم اونم یه جزیره ^_^
ما چند تا ادم خوش شانسیم که از قضا یه جزیره ی دور افتاده رو کشف کردیم
حالا تصمیم گرفتیم اسم جزیرمونو بزاریم جزیره ی اکسو
به جزیره ی ما خوش اومدین !!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :