تبلیغات
Exo Island
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما قالب سبز RSS
امکانات وب

べっきょん★

Online User User

EXO-K ベッキョンのカレンダー



کد کج شدن تصاویر

ســـلامیــ دوباره خـــدمتــهـــ دوســتانــه گُُـــلـــ

مــنــ برگشتم با پــارت دومــــ

بـــخاطــر پوســـتر هَـــم مــنو تحتـــهــ بخـــششــ بــاشینـــ !

نتـــونستـــم دُرُســــتــ کُـــنمـ !!




چانیول:

بعد از  ورود جیون به خونه همه چی عوض شد.نه برای من.بلکه برای همه ی پسرا.بعد از اون روز که سوهو و کریس با موندنش تو خونه ما موافقت کردن رفتار لوهان کاملا عوض شده.به همه میپره و دیگه شاد نیست.عذاب وجدان دارم.حس میکنم همش تقصیره منه.
سه ماهی از رفتن بکهیون میگذره و دیگه هیچکیه هیچکی خبری ازش نداره.حتی من.دارم به خودم میقبولونم که دیگه برنمیگرده و مجبورم که فراموشش کنم.
جیون هم همش کنارمه.انگاری نمیذاره جای خالیه بکهیونو احساس کنم.مدام بهم توجه میکنه.فکر کنم این باعث شده که لوهان عوض بشه.
بعد از صبحانه به اتاقم رفتن تا آماده بشم و برم پیاده روی.میدونستم یکی پشتم وارد اتاق شده ولی نمیدونستم کی.برگشتم و چهره ی جیونو جلوی چشمام دیدم که به چشمهام زل زده بود.
یکم عقب رفتم.خیلی بهم نزدیک بود.برای چند دقیقه محوش شده بودم.خب اون یه دختره فوق العاده جذاب بود و منم پسر.یک سرمو تکون دادم تا به خودم بیام.تا اون روز سعی کرده بودم زیاد باهاش خودمونی حرف نزدنم.
به سمت کمد لباسم رفتمو در حالی که لباس ورزشیمو در می آوردم گفتم:کاری داشتین ؟
به سمت در رفت و خیلی آروم بستش.و دوباره همونجا ایستاد.سرشو به نشونه تایید تکون داد.متوجه شدم واسه ی چی اومده تو اتاقم واسه همین بدون اینکه نگاهش کنم گفتم:نکن جیون...برو بیرون تا کسی ندیدتت.
اما انگاری صدامو نشنیده بود.یکم اومد جلومو لباس ورزشی رو از دستم گرفت.
سعی ردم لباسو ازش پس بگیرم و موفق هم شدم سعی کردم آروم باشم.نفس عمیقی کشیدم.
-جیونا...لطفا برو بیرون من باید لباسمو عوض کنمو برم
بازم بی توجهه به حرفام لباسو از دستم کشید و باعث شد بهم نزدیک تر بشه.ضربان قلبم بدجور بالا رفته بود مثل اولین باری که بکهیون رو تو جنگل دیدم.خودمو عقب کشیدم.میدونستم پشت سرم جایی نیست که دیگه ادامه بدم واسه همین ایستادم.حالا فقط یه فاصله ی چند سانتی بین صورتهامون بود.
حرفی نمیزد اما نگاهش که رو لبام بود همه چیو بهم میفهموند.
-جیون...آخرین باره که بهت میگم برو....
دیگه حرفم ادامه پیدا نکرد و ل.ب.امون باهم تماس پیدا کرد.میتونستم جدا بشم اما نمیدونم چرا اینکارو نکردم.
داشت خیلی آروم منو م.ی.ب.و.س.ید و من هیچ عکس العملی نشون نمیدادم.انگاری خودمم بدم نیومده بود.
و فقط عین احمقا همراهش میکردم.

####

جیون:
بعد از اون ماجرا اولین باری بود که احساس آرامش میکردم اونم کناره چانیول.انتظار داشتم وقتی بوسیدمش یه کاری بکنه مثلا از اتاق پرتم کنه بیرون ولی اونم بی میل نبود.
پسرا میگن چانیول تازه عشقشو از داده و واسه همینه که همش سرده و تو خودشه.ولی من نمیدونم عشقش کی بوده.که اینقدر واسش ارزش داشته.تا حالا عکسشم ندیدم و حتی اسمش هم نمیدونم.
بعد از اینه کاره خودمو کردم نگاهی بهش انداختم.نمیخواستم برای روز اول زیاده روی کنم اما خودش دست بردار نبود.
پلکاهامو رو هم گذاشتم و گرمی و رطوبت ل.ب هاشو رو گردم احساس کردم.
مثل اینکه موفقیت آمیز بوده.فکر کنم مخشو زدم.
صدای باز شدن درو شنیدم.اما توجهی نکردم.واسم مهم نبود حتی اگه کسی هم ما رو تو اون حالت میدید.
چشمهام همچنان بسته بود و چانیولم حواسش فقط به من نبود و متوجه ورود کسی به اتاق نشد.
صدای لوهان باعث شد بی حرکت بمونه.
لوهان:خ...خیلی پستی...
نگاه عصبی به من انداخت و از اتاق بیرون دوید دنبال لوهان.چرا لوهان اینطوری میکرد؟آخه به اون چه ربطی داره؟
موهامو مرتب کردم و از اتاقش بیرون رفتم و جوری که انگار اتفاقی نیوفتاده کناره سهون نشستم.
سوهو:اون بالا چی شد؟
در ورودی باز بود.لوهان از خونه بیرون رفته بود و چانیول هم دنبالش بود.شونه ها مو بالا انداختمو گفتم:من خبر ندارم.تو اتاق خودم بودم.

####
لوهان:
اول بکهیون حالا هم این دختره.چرا چانیول هیچ وقت منو نمیبینه؟منی که این همه سال کنارشمو به خاطر اون حتی به یک نفر هم نگاه نمیکنم؟
نمیدونستم کجا میرم فقط داشتم از خونه دور میشدم.اشک هام بهم اجازه دیدن نمیدادن.تا بلاخره وسطای جنگل متوقف شدم.چانیول هم ایستاد.
چانیول:چت شده احمق؟
اشک هامو پاک کردم و به طرفش برگشتم.اون بهم گفته بود احمق.البته اولین بارش نبود.همیشه حتی جلو بقیه تحقیرم میکرد ولی من بازم دنبالش بودم.
-دوست دختره؟جیونو میگم.دوست دخترته؟
دستی تو موهاش کشید.اون خونسردیش کلافم میکرد.سرشو تکون داد و گفت:هنوز  نه.ولی فکر کنم به زوری بشه.
هه.میدونستم اون هیچ وقت حتی به من فکر هم نمیکنه.حالا هم برای فراموش کردن بکهیون داره با اون دختره دوست میشه.
-میشه از اینجا بری؟میخوام تنها باشم؟
دیگه حرفی نزد و بلافاصله ازم دور شد.میدونستم داره میره به سمته خونه.
داد زدم:آره برو.
نشستم زیر درخت و صدام آروم تر شد:آره برو لعنتی.برو پیش دوست دخترت.

####
چانیول:
رفتار لوهان واسم غیر قابل هضم بود.اینکه من با یکی دیگه باشم چرا باید ناراحتش میکرد.
فکر میکردم واقعا داره از جیون خوشم میاد و میخواستم که هر جور شده باهام باشه.شاید میتونستم با اون خاطراتی که با بک داشتمو فراموش کنم.رسیدم دم در خونه.اما فکر لوهان یک لحظه هم از سرم بیرون نمیرفت.
وارد خونه که شدم همه نگاها رو من چرخید و اولین صدا ، صدای تائو بود:چی شده؟لوهان کجاست؟
حوصله نداشتم جواب بدم و فقط سرمو تکون دادم و برگشتم تو اتاقم.قید پیاده روی رو هم زدم.اعصابم آروم نبود.

اون شب حتی شام هم نخورم.لوهان هم برنگشته بود.ترسیده بودم که یه وقت اتفاقی براش افتاده باشه.هرچقدر هم احمق بود ولی دلم نمیخواست بلایی سرش بیاد.
بلاخره بعد از ساعت ها از اتاقم بیرون اومدم تا برم دنبالش.کسی هم ازم نپرسید که کجا میرم.حتی جیون.حتکا فهمیده بودن که دارم برای برگردوندن لوهان میرم.
هوا سوز داشت و گوشهامو نوک بینیم قرمز شده بود.یاد حرفی که صبح بهش زده بودم افتاده بودم.اشتباه کرده بودم.میدونم.تو قلبم واقعا اون یک احمق نبود.شاید من اینقدر دوستش دارم که نمیتونم حتی بهش بگم.یا شاید میترسم که عشقمو اعتراف کنمو اونم مثل بکهیون ترکم کنه.
چند ساعتی از وردوم به جنگل میگذشت اما خبری از لوهان نبود.تنها چیزی که میشنیدم زوره ی گرگ ها بود که اون وقت شب وسط جنگل کاملا عادیه.
صدای خش خش برگا اذیتم میکرد.حس میکردم یکی داره تعقیبم میکنه.سرجام ایستادم.و صدا قطع شد.
به سمت صدا برگشتم.چیزی که جلوم بود.نمیدونم چی بود.یه مار غول پیکرد.نمیدونم چی بود فقط میدونستم میخواد بهم حمله کنه.نگرانیم بخاطر لوهان یک ثانیه هم از بین نمیرفت.قدم به قدم عقب میرفتم و اونم بهم نزدیک تر میشد.
چمهاش برام آشنا بود ولی نمیدونم ا ونا رو کجا دیده بودم.همین روزها دیده  بودمش.خیلی بهم نزدیک بود ولی یادم نیست این چشمها ماله کی بودن.




قسمت دومم تموم شد!



دونـــت فـــورگِـــت نـــظَـــر!



طبقه بندی: Broken Wings،
[ چهارشنبه 4 تیر 1393 ] [ 10:00 ق.ظ ] [ MRS PARK ]
درباره وبلاگ

کشف کردیم اونم یه جزیره ^_^
ما چند تا ادم خوش شانسیم که از قضا یه جزیره ی دور افتاده رو کشف کردیم
حالا تصمیم گرفتیم اسم جزیرمونو بزاریم جزیره ی اکسو
به جزیره ی ما خوش اومدین !!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :