تبلیغات
Exo Island
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما قالب سبز RSS
امکانات وب

べっきょん★

Online User User

EXO-K ベッキョンのカレンダー



کد کج شدن تصاویر


هِــــــلو مــــای فـــرندز!

مـــن بــعد از ســـالیان برگـــشتم !

خــب زیـــاد حــرف نمیزنم بـــرین ادامــه !


Green Eyes Luhan - Lulu' by SwagSagwa

چانیول:
من اون شب هم پیداش نکرده بودم. لوهان رو میگم . تو جنگل نبود .
ذهنم حسابی درگیر بود . نمیدونستم به لوهان فکر کنم ، به اون ماری که دیشب نزدیک بود منو بکشه یا اون بکهیونِ لعنتی!
سهون رفتارش جوریش شده بود . اون بهترین دوسته لوهان بود . تو این چند روز افسرده شده بود .
همش تقصیر من بود . من باعث شدم لوهان بره و دیگه بر نگرده .
هنوز رفتن بکهیون رو هضم نکرده بودم . که حالا لوهان بخواد نفر بعدی باشه.
شب چهارمی بود که لوهان تو خونه نبود . خوب جای خالیش رو حس میکردم .
هرچند نمیذاشتم زیاد بهم نزدیک شه ولی اون لبخند گرم و زیباش ، یا همون شب بخیر های هر شبش حسابی بهم آرامش میدادن و من همه اینا ور تازه فهمیدم .
رو مبلی که رو به روی در بود نشستم . نگاهم به در بود . منتظر بودم هر لحظه باز بشه و لوهان وارد شه .
پسرا خوابیده بودن . جیون هم زود تر از بقیه به اتاقش رفته بود. میگفت خستست و میخواد بخوابه.
جدیدا حس خوبی بهش نداشتم و بهش مشکوک شده بودم نمیدونم چرا؟!
شاید بخاطر این بود که یهویی وارد زندیگمون شد . شاید واسه این بود که اوضاع بهم ریخته ی الان و نبودن لوهان تقصیره اونه !
رفتم اتاق لوهان . میخواستم شب رو اونجا بخوابم .هرچند میدونستم اون شب هم بید مثل بقیه شبا بی خوابی بکشم و با هزار تا فکر تو ذهنم کلنجار برم .
رو تختش نشستم که رو پره عروسک بود . رو دیوارش کلی نقاشی بود که همه رو خودش کشیده بود .
روی میز کناره تختش یک قاب عکس ، عکسه دو نفرمون بود یا کلی قرص .
لوهان مریض بود .یه جور بیماری تنفسی داشت که مجبور بود همش از دارو استفاده کنه .
نمیدونم چطور این چند شب بدون دارو تونسته نفس بکشه .خیلی نگرانشم خیلی.
با این افکار باز هم اشکهام بودن که صورتم رو خیس میکردن .

***************
لوهان:
این چهارمین شبیه که تو خونه نبودم . حالا هم که یک نفر منو تو این خونه تاریک زندونی کرده !
2 روزه که اینجا تو این خونه سرد و ترسناکم. روز ها تنها صدایی که میشنوم صدای قطره های آبه . انگازی یک نفر شیر آبو محکم نبسته . شب ها هم صدای گرگ ها و باد نمیذاره از ترس بخوابم.
دستهام بسته شده بودن و کف اتاق سرد بود .سرد تر از نگاه چانیول.
حتی به خودش زحمت نداده بود که یکی رو بفرسته دنبالم.
حقم داشت من واسش مهم نبودم .
چیزی  نمیدیدم ولی صدا ها رو خوب میشنیدم!
صدای پا بود. خوشحال شدم . فکر میکردم یکی اومده به کمک اما با لگدی که به شکمم زده شد فهمیدم اشتباه میکردم .
چهرشو نمیدیدم امای صدای نفسهاش بلند بود . انگار دویده بود و با عجله تا اینجا اومده بود .
لگدش باعث شده بود بیوفتم رو زمین و حالا پاش رو رو شکمم گذاشته بود .کفشش پاشنه داشت .
منوجه شدم یک زنه اما ....نه  یک زنه معمولی.
هیچی نمیگفت و فقط کفششو رو شکمم فشار میداد.
تا اینکه نشست کنارم . با یک حرکت بلندم کرد و نشوند گوشه اتاق.
درد وحشتناکی تو گردنم احساس کردم و کم کم تمام اعضای بدنم سست شدن . کنترلم دست خودم نبود و از هوش رفتم .

****************
جیون:

از همون راهی که رفته بودم برگشتم .
مطمئن بودم نه چانیول متوجه خروج من از خونه شده نه هیچ کس دیگه ای.
دور لبم که خونی بود رو با دستمال پاک کردم .
و کفامو گذاشتم داخل جعبه و جایی گذاشتم که هیچ کس نمیتونه پیداش کنه .
تو آینه نگاهی به خودم انداختمو چرخی زدم :
-هر کی بخواد اونو از من بگیره همین بلا سرش میاد

***************
لوهان:
وقتی بهوش اومدم همه چیز مثل صحنه های یک فیلم از جلو چشمم رد شد . از همون اول . انگار تازه متولد شده بودم.
گردنم میسوخت مثل نیش مار بود یا بد تر.
دستم رو روش کشیدم . بدجور ورم داشت . گرم شده بود و میتونستم بفهمم که یک جور سم وارد بدنم شده .
با این بیماری که داشتم اگه سم از بدنم خارج نمیشد مطمئنا این ها آخرین نفس هام بود ....






خـــــــــــــــــب این قســـــــمت هم تـــموم  شد
امیدوارد خوشــــتون اومده باشه !





طبقه بندی: Broken Wings،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 11:37 ق.ظ ] [ MRS PARK ]
درباره وبلاگ

کشف کردیم اونم یه جزیره ^_^
ما چند تا ادم خوش شانسیم که از قضا یه جزیره ی دور افتاده رو کشف کردیم
حالا تصمیم گرفتیم اسم جزیرمونو بزاریم جزیره ی اکسو
به جزیره ی ما خوش اومدین !!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :